![]() |
![]() |
|
| دلخوشی ها کم نیست.... |
|
( شعر زیر با عنوان « مِزی دار » اثر آقای بهرام ناظریان است که در قبال نابودی رو به رشد جنگلها از زبان درخت بلوط یا مازو این چنین به فغان آمده است ؛ آقای بهرام ناظریان یکی از شاعران بیدار و باشور و هیجان است . ایشان به نقل از خودش یک روز در زیر سایه ی درخت « مِزی » یا بلوط آرمیده بود که ناگهان در جنگل صدای ارّه موتوری به گوش او رسید و این صدا که توأم با بریدن درخت است ، آنچنان تأثیری بر او گذاشت که همانجا مثنوی زیبای « مِزی دار » را سرود . این مثنوی که از زبان درخت بلوط بیان شده است ، دارای تصویری بسیار قوی و در عین حال واقع گرا است و تشبیهات زیبایی را می توان در آن دید که سبک توصیفی شاعران قصیده سرای سبک خراسانی را فرا یاد می آورد ) : مِزی دار بُوگو مِره چَن تَه باهار
قابل شما رو نداشت ... بی زحمت اسم منم پایین تحقیق بنویسین... اینم وب اصلیش که میتونین سر بزنین... توش شعرای قشنگ دیگه هم پیدا میشه... ...راستی نظر یادتون نره.... ایام به کام...یا حق...
http://www.laktarashi.blogfa.com/cat-1.aspx
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط هر کی به ما چه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به دریا شکوه بردم...
....................... از در و دشت وز این عمری که... ................... تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که... .............. می گفتم غم خویش سری میزد به سنگ و... .................. باز می گشت ... |
| پیوندهای روزانه |
|
یاهو گوگل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| نویسندگان |
|
هر کی به ما چه فاطیما دیبا محمد |
|
RSS
|